سایت تخصصی حسابداران خبره ایران

ارائه مطالب تخصصی حسابداری و حسابرسی و قوانین

سخنانی از پیامبر بزرگ اسلام و ائمه

سخنانی از پیامبر بزرگ اسلام

 

- خوشبخت ترین ملت غیر عرب به واسطه اسلام، ایرانیان اند.

- با منزلت ترین مردم نزد خداوند در روز قیامت، کسی است که در راه خیرخواهی برای خلق او بیش از دیگران قدم بردارد.

- در بدی فرزند آدم همین بس که برادر مسلمان خود را کوچک شمارد.

- اگر کسی بتواند حق کسی را بپردازد و تعلل ورزد، هر روز که بگذرد، گناه باجگیر برایش نوشته شود.

- به عزیزی که خوار گشته و توانگری که تهیدست شده و دانشمندی که در روزگار نادانان تباه گردیده است، مهربانی کنید.

- هر که نه به قصد نیازخواهی بلکه برای دیدن برادر مؤمن خود به خانه او رود، از دیدارکنندگان خدا انگاشته شود و سزاوار است بر خدا که دیدار کننده خود را گرامی دارد.

- بی رغبتی به دنیا (همان) کوتاه کردن آرزو و به جا آوردن شکر هر نعمت و پرهیز از محرمات الهی است.

- دید و بازدید (بذر) محبت را می رویاند.

- هر که از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند، البته بهشت بر او واجب آید.

- هیچ کار خیری را ریاکارانه انجام نده و آن را از روی حیا ترک مکن. 

 

 

 

سخنانی از حضرت علی (ْع) (قسمت دوم)

 

  • قناعت پیشه کردن، از عزت نفس است.

 

  • احمق ترین خلق کسی است که خود را عاقلترین خلق بداند.

 

  • آفت وقار و هیبت مرد، شوخی است.

 

  • اگر چشم دل بینا نباشد، شنوائی گوش سودی ندهد.

 

  • با نیکان بدی مکن، چه آنان را از نیکی باز می داری.

 

  • بالاترین بخشش آن است که پیش از خواری خواستن باشد.

 

  • با پدران خود نیکی رفتار کنید، تا پسرانتان به شما نیکی کنند.

 

  • انسان در زیر زبان خویش پنهان است.

 

  • انسان را پس از مرگ خانه ای نیست، مگر خانه ای که قبل از مرگ بنا کرده است.

 

  • بد ترین رفیق کسی است که تو را به معصیت خدا تشویق کند.

 

  • ترسو را توفیق و کامیابی محال است.

 

  • پوزش طلبیدن نشان خردمندی است.

 

  • به هر چیز در دنیا بیشتر انس داری، زیادتر از آن بترس.

 

  • بلای آدمی در زبان اوست.

 

  • کسی که در کار کوتاهی کند به غم و اندوه دچار می شود.

 

  • کسی که خودخواهی و اسراف پیشه کند، از برتری و بزرگواری می افتد.

 

  • بزرگوار کسی است که در کیفر بدی نیکی کند.

 

  • مؤمن را شادی در جبین است و اندوه در دل.

 

  • نادانی دردناک ترین دردهاست.

 

  • هنگامی که هوس ها بر عقل چیره شوند، انسان به پرتگاه ها کشیده می شود.

 

  • هیچ مالی پر فایده تر از عقل نیست.

 

  • دانائی میراثی است شریف و گرامی.

 

  • هر که مرا حرفی بیاموزد، مرا بنده خود گردانیده است.

 

  • هر کس میدرود آنچه را میکارد و جزا می بیند آنچه را عمل می کند.

 

  • خوبی سخن در کم گفتن است.

 

  • دانشی که تو را اصلاح نکند، گمراهی است.

 

  • هر کس از خدا بترسد، ترسش از مردم کمتر می شود.

 

  • سه کار شرم برنمی دارد: خدمت به مهمان، برخاستن از جا در برابر معلم و گرفتن حق خود.

 

  • دین مرد خرد اوست، کسی که عقل ندارد، دین ندارد.

 

  • رشکبر همیشه بیمار است.

 

  • درباره آنچه از آن شناختی نداری، سخن مگوی.

 

  • سینه عاقل، صندوق اسرارش می باشد.

 

  • یا دانشمندی زبان دار و گویا باش و یا شنونده ای علم نگهدار، مبادا جز این دو، شخص سومی باشی.

                                                                                              غررالحکم، ج 4، ص 603

  • علم با عمل مقرون است پس هر که می داند، باید عمل کند، و علم عمل را صدا زند اگر او پاسخش را نداد از نزد او برود.

                                                                                              نهج البلاغه، قصارالحکم، 366

  • بخل، گردآورنده همه عیبهای زشت است و افساری است که بهر کار بدی انسان را می کشد.

                                                                                              نهج البلاغه، قصارالحکم، شماره 378  

  • از بخل و نفاق اجتناب کنید که از مذمومترین اخلاقهاست.

                                                                                    غررالحکم، ج3، ص303. بحارالانوار، ج78، ص369

  • بخیل پیش عزیزان خود خوار است.

                                                                                  غررالحکم، ج1، ص199،377،128 و ج2، ص17

  • بخل ورزیدن به آنچه در دست داری، بدگمانی به معبود است.

 

  • بخشندگی آدمی او را محبوب مخالفانش می کند و بخلش او را نزد فرزندانش هم منفور می سازد.

 

سخنانی از امام صادق «ع» (قسمت اول)

صفحه بعد

  • تحصیل علم در هر حالی واجب است.   بصائرالدرجات، ص3

 

  • علم را بجوئید اگر به فرورفتن در قعر دریاها و شکافتن دلها و سینه ها باشد.   بحارالانوار، ج78، ص277

 

  • سخت ترین عذاب در قیامت برای عالمی است که از علم خود هیچ سودی نبرد.   بحارالانوار ج2، ص34ـ36 و 37 و 38

 

  • امام صادق«ع» از پدرانش روایت کرده که مردی نزد (رسول خدا) آمده گفت: ای رسول خدا علم چیست؟ فرمود: دم بستن و دل دادن به سخن استاد، پرسید: پس از آن چیست؟ فرمود: گوش دادن، گفت: پس از آن چیست؟ فرمود: حفظ کردن، پرسید: پس از آن چیست؟ فرمود: عمل کردن و بکار بستن، گفت: پس از آن چیست ای رسول خدا؟ فرمود: انتشار آن.   اصول کافی، ج1، ص84

 

  • هر چیزی را زکاتی است و زکات علم آن است که به اهل آن تعلیم کنند.   عدت الدعی، ص63

 

  • کسی که دنیا را بخواهد برای بی نیاز شدن از مردم و عطوفت و مهرورزی به همسایه، خدا را در حالی دیدار خواهد کرد که چهره اش چون ماه شب چهارده باشد.   ثواب الاعمال، ص164

 

  • ایمان بنده خدا کامل نشود تا چهار خصلت در او باشد: 1ـ خلقش نیکو باشد. 2ـ نفس خود را سبک شمرد (و به خاطر آن خود را به گناه دچار نکند). 3ـ زیادی سخنش را نگهدارد. 4ـ زیادی مالش را خارج کند.   بحارالانوار، ج67، ص298

 

  • چیزی بر شیطان سنگین تر از صدقه دادن بر مؤمن نیست، و صدقه پیش از آنکه در دست بنده خدا قرار گیرد در دست خدا قرار خواهد گرفت.   وسایل الشیعه، ج9، ص406

 

  • براستی که فقرای مسلمان در باغهای بهشت چهل پاییز پیش از توانگران مسلمان گردش می کنند، سپس فرمود: من برای تو مثلی می زنم، و آن مثل این است دو کشتی بر گمرکچی گذر کنند، گمرکچی در یکی نگاه کند و چیزی در آن نبیند، گوید: آنرا رها کنید و در دیگری بنگرد و آنرا پر از بار ببیند، گوید: آنرا نگهدارید.   اصول کافی، ج3، ص384

 

  • چهار چیز است که کم آن هم زیاد است: آتش، دشمنی، فقر و بیماری.   کشف الغمه، ج2، ص202

 سخنانی از امام صادق «ع» (قسمت دوم)

  • دعا برمی گرداند قضا و حکم مقدری را که سخت محکم شده، پس بسیار دعا کن که دعا کلید هر رحمت و کامیابی برای هر حاجتی است، و بدانچه نزد خدا است نتوان رسید جز با دعا، و براستی که هیچ دری نیست که آنرا زیاد بکوبند جز آنکه زمینه و وسیله فراهم شود تا به روی کوبنده اش باز شود.   اصول کافی، ج4، ص232، ط اسلامیه ـ فلاح السائل، ص28

 

  • کسی که پیشدستی در دعا نماید (و همیشه و در هر حال به درگاه خدا دعا کند) در وقت نزول بلا دعایش مستجاب گردد و فرشتگان گویند: صدایی آشنا است، و دعایش باز نگردد. و کسی که پیشدستی در دعا نکند (و فقط در وقت نزول بلا دست به دعا بردارد) دعایش در آن وقت مستجاب نگردد و فرشتگان گویند: این آواز را نشناسیم.   اصول کافی، ج4، ص219 و 220

 

  • کسی که بخواهد دعایش در حال سختی به اجابت رسد باید در حال آسایش بسیار دعا کند.   اصول کافی، ج4، ص219 و 220

 

  • چهار دسته هستند که دعایشان مستجاب نمی شود: 1ـ مردی که در خانه بنشیند و بگوید: خدایا! به من روزی ده. خداوند به او می گوید: مگر به تو دستور ندادم که دنبال آن برو و در طلبش باش؟ 2ـ مردی که زنی در خانه دارد (و از او به تنگ آمده است) و دعا کند که خدایا مرا از شر این زن آسوده کن. خداوند به او می گوید: مگر طلاق او را در اختیار تو قرار ندادم؟ 3ـ مردی که مالی دارد و آن را تباه سازد و بیهوده خرج کند، آنگاه بگوید: خدایا به من روزی بده. خدا به او می گوید: آیا من به تو دستور ندادم که در خرج کردن میانه رو باش و مالت را تباه نکن؟ 4ـ مردی که مالی دارد و بدون شاهد و سند آن را قرض دهد (و بدهکار مالش را به او پس ندهد و آن مرد پیوسته به درگاه خدا دعا کند) خدا به او گوید: مگر من به تو دستور ندادم که بی شاهد و سند قرض نده؟   بحارالانوار، ج93، ص360

 

  • هر گاه دلتان شکست دعا کنید، زیرا دل تا پاک و خالص نشود شکسته نمی شود.   مکارم الاخلاق، ص315

 

  • حسن خلق روزی را فراخ کند.   بحارالانوار، ج71، ص396

 

  • چهار چیز است که در هر کس باشد ایمانش کامل است و اگر از سر تا پایش گناه باشد چیزی از او کم نکند، فرمود: آنها راستگویی، امانت پردازی، شرم و حسن خلق است.   اصول کافی، ج3، ص159

 

  • بردباری برای یاری و نصرت انسان کافی است.   اصول کافی، ج3، ص175

 

  • اگر بردبار نیستی خود را به بردباری وادار کن.

 

  • سه چیز است که مؤمن بر آنها حسابرسی و بازپرسی نشود: غذایی را که می خورد، جامه ای که می پوشد، همسر شایسته ای که کمک کار او باشد و او را از انحراف جنسی حفظ نماید.   تهذیب، ج7، ص401

 

  • امام صادق به جراح مدائنی گوید: نمی خواهی مکارم اخلاق را برایت باز گویم؟ گفت: می خواهم. فرمود:چشم پوشی از مردم، مواسات مرد با برادرش در مال و یادکردن خدا بسیار.   خصال صدوق، ج1، ص133

 

  • سه چیز است که مردم طاقت آنرا ندارند: چشم پوشی از مردم، مواسات برادر با برادر دینی در مال خود و بسیار یاد خدا کردن.   معانی الاخبار، ص191

 

  • خدای تبارک و تعالی رسول خود را به مکارم اخلاق مخصوص فرمود پس خود را بیازمایید اگر آنها در شما هست خدای را سپاسگزار باشید و زیاده آنرا بجویید و آنها را ده تا ذکر کرد: یقین، قناعت، شکیبایی، سپاسگزاری، بردباری، خوش خلقی، سخاوت، غیرت، شجاعت، جوانمردی.   خصال صدوق، ج1، ص133

 

  • مکارم ده چیز است که اگر توانستی آنها در تو باشد آنها را فراهم کن زیرا ممکن است اینها در مرد باشد و در فرزندش نباشد و در فرزند باشد و در پدر نباشد، در برده باشد و در آزاده نباشد (یعنی موروثی نیست): خضوع و ترس صادق، راستگویی در گفتار، پرداخت امانت، صله رحم، پذیرایی از مهمان، اطعام سائل، پاداش احسان، حفظ حرمت همسایه، حرمت داری از رفیق همراه و سرآمد همه اینها شرم و حیاست.   خصال، ج2، ص431

 

  • وصیت امام صادق به عبداله بن جندب: ای پسر جندب پیوند کن با کسی که از تو بریده، و عطا کن به کسی که تو را محروم کرده، و نیکی کن به کسی که به تو ستم کرده، درگذر همانگونه که خود دوست داری از تو درگذرند، پس به عفو خدا نسبت به خودت پند گیر، آیا ندیدی که خورشید خدا بر نیکان و بدان بتابد، و بارانش بر صالحان و خطاکاران ببارد!   تحف العقول، ص 305

 

  • سه چیز است که در هر کس بود خصلتهای ایمان را به کمال رسانده: کسی که بر ستم بردباری کند، و خشمش را فرو خورد، و به حساب خدا گذارده بگذرد و ببخشد، از کسانی است که خدای عز و جل بی حساب او را به بهشت برد، و شفاعت او را در مردمی به شماره قبیله ربیعه و مضر بپذیرد.

 سخنانی از امام صادق «ع» (قسمت سوم)

صفحه قبل

  • با یکدیگر پیوند داشته و بهم نیکی و مهر داشته باشید و برادرانی نیکوکار باشید همانگونه که خداوند به شما دستور داده.   بحارالانوار، ج74، ص399

 

  • مؤمن هدیه خدای عز و جل به برادر مؤمن اوست، پس اگر او را خوشحال کرد و با او پیوند داشت هدیه خدای عز و جل را پذیرفته و اگر از او برید و دور شد هدیه خدای عز و جل را باز گردانده.   مستدرک الوسائل، ج9، ص97

 

  • پیامبر خدا نهی فرمود از هجران مؤمنان: اگر کسی ناچار شد نباید بیش از سه روز با برادرش جدایی داشته باشد و اگر کسی بیش از این با برادرش دوری و جدایی داشت آتش دوزخ به او شایسته تر است.   وسایل الشیعه، ج12، ص262

 

  • امام صادق از رسول خدا فرمود: صله رحم، عمر را افزون کند، و صدقه پنهانی خشم پروردگار را خاموش سازد.   بحارالانوار، ج74، ص94

 

  • صله رحم و خوی نیک موجب فزونی در عمرهاست.   بحارالانوار، ج74، ص97

 

  • صله رحم، اجل را به تأخیر اندازد، مال را افزون کند، محبوبیت خانوادگی آورد.   بحارالانوار، ج74، ص88

 

  • براستی مردمی که بدکارند و نیکوکار نیستند، صله ارحام خود کنند پس اموالشان افزون و عمرهاشان طولانی شود، تا چه رسد به اینکه مردمانی نیکوکار و خوش کردار باشند.   اصول کافی، ج3، ص233

 

  • صله ارحام خلق را خوش کند و دست را باز (و سخاوتمند) کند، و نفس را پاکیزه و روزی را بیفزاید و مرگ را به تأخیر اندازد.   اصول کافی، ج3، ص228

 

  • براستی که صله رحم و نیکی، حساب را آسان و از گناهان نگهداری کنند، پس با ارحام خود پیوند داشته و صله رحم کنید و به برادرانتان نیکی کنید، اگر چه با سلام خوب و پاسخ سلام باشد.   اصول کافی، ج3، ص236

 

  • سفارش می کنم آنها که از امت من حاضرند و آنها که غایب هستند و آنها را که در صلبهای مردان و رحم زنان هستند تا روز قیامت، که صله رحم کنند اگر چه فاصله آنها مسیر یک سال راه باشد زیرا که اینکار از دین و آئین (اسلام) است.   بحارالانوار، ج74، ص105

 

  • امام صادق فرمود: مردی نزد رسول خدا آمده عرض کرد: ای رسول خدا من خاندانی دارم که با آنها پیوند می کنم ولی آنها مرا می آزارند و قصد دارم آنها را ترک کنم. رسول خدا به او فرمود: در این هنگام خدا همه شما را ترک خواهد کرد، پرسید: پس چه کنم؟ فرمود: عطا کن به هر کس که تو را محروم کرده، و پیوند کن با هر کس که از تو بریده و در گذر از کسی که به تو ستم کرده، و چون چنین کردی خداوند پشتیبان و کمک تو در برابر آنهاست.   بحارالانوار، ج74، ص100

 

  • سه گروهند که اینها در روز قیامت نزدیکترین خلق به خدا هستند تا هنگامی که خداوند از حساب فارغ شود، مردی که قدرتش در حال خشم او را وادار به حق کشی درباره زیردستش نکند، و مردی که میان دو نفر می رود و به اندازه موئی به نفع یکی از آنها و به زیان دیگری متمایل نگردد، و مردی که حق را بگوید چه در جائی که بسود اوست و چه در جائی که به زیان اوست.   خصال صدوق، ج1، ص81

 

  • رسول خدا (ص) به مردمی برخورد که برای آزمایش نیروی خود سنگی را بلند می کردند، رسول خدا فرمود: این چه کاری است؟ گفتند: با اینکار سخت ترین و نیرومندترین افراد خود را می شناسیم، فرمود: نمی خواهید من از قویترین و نیرومندترین شما خبر دهم؟ عرض کردند: چرا ای رسول خدا فرمود: نیرومندترین و سخت ترین شما کسی است که چون خوشنود شد خوشنودیش او را در گناهی و نه باطلی در نیاورد، و چون خشم کرد خشمش او را از گفتار حق بیرون نبرد، و چون قدرتی پیدا کرد دست به کاری که حق او نیست نزند.   امالی، مترجم، ص20

 

سخنانی از حضرت علی (ْع) (قسمت اول)

 

  • شکست عدم پیروزی نیست بلکه شکست پیروزی آدم را به تأخیر می اندازد.

 هر که همتش کوچک باشد، فضیلتش از بین برود.

 

  • هر گاه جنایتها آشکار شود، برکت ها از میان برود.

 ثمره حسادت، بدبختی در دنیا و آخرت است.

 

  • تو اگر نیکی کنی خود را گرامی داشته ای و به خودت نیکی کرده ای، اگر بدی کنی خودت را خوار کرده ای و به خودت زیان رسانده ای.

 گنجایش هر ظرفی با آنچه در آن نهند، تنگ می شود جز ظرف دانش که (هر چه در آن نهند) گسترش می یابد.

 

  • بدهکاری زیاد، راستگو را دروغگو می کند و خوش قول را بد قول می کند.

 هر که اطمینان داشته باشد که آنچه خدا برایش مقدر کرده است به او می رسد، دلش آرام گیرد.

 

  • زهد و بی اعتنایی به دنیا، بزرگترین آسایش است.

 چه بسیارند عبرتها و چه اندک اند عبرت گرفتن ها!

 

  • در انتظار فرج باشید و از رحمت خدا نومید نشوید.

 انصاف، برترین خصلت هاست.

 هر که خوراکش کم باشد، اندیشه اش زلال گردد.

 

  • شنونده غیبت، مانند غیبت کننده است.

 

  • هر کس پاک دامنی و قناعت ارمغان او شد، سرافرازی با او هم پیمان گشت.

 

  • برترین بخشندگی بخشش در تنگدستی است.

 

  • محبوب ترین مؤمن نزد خداوند کسی است که مؤمن فقیری را در تنگدستی دنیا و گذران زندگی یاری رساند.

 

  • خوشا به حال آنکه به بندگان خدا نیکی کند و برای آخرت خود زاد و توشه برگیرد.

 

  • از گردش روزگار، گوهر مردان آشکار می شود.

 

  • از طمع کاری است که مردان گردن به ذلت و خواری نهند.

 

 

دعاى چهار کس رد نشود


 

عجله کار شیطان است مگر در چند مورد

در چندین موقع فرستادن صلوات بسیار توصیه شده:

 ۱ . پس از شنیدن نام رسول خدا (ص)

۲ . در ابتدای تدریس و موعظه و پس از حمد و ثنای خدا .

۳ . موقع نشستن بر مرکب .

۴ . هنگام وضو گرفتن .

۵ . هنگام عبور از کنار مساجد , ورود به مساجد و خروج از آن ها .

۶ . قبل از اشتغال به ذکر جمعی و فردی .

۷ . در ابتدای مکاتبات و مراسلات , آغاز و پایان غذا خوردن .

۸ . در خطبه ی نکاح , بعد از حمد و ثنای خدا .

۹ . نزدیک قبر رسول خدا (ص) .

۱۰ . بعد از فراقت از سعی صفا و مروه , در مشعر الحرام .

۱۱ . در راه حج کسی که می خواهد به بلندی برود تکبیر بگوید و چون روی به نشیب آرد , صلوات بفرستد .

۱۲ . بین قبر رسول خدا و منبر آن حضرت .

۱۳ . هنگام وزیدن باد و ذبح کردن حیوانات .

۱۴ . هنگام داخل شدن در بازار .

۱۵ . هنگام  تعجب کردن .

۱۶ . هنگام اراده ی کاری .

۱۷ . پیش از دعا کردن و بعد از ختم دعا .

۱۸ . پس از عطسه .

۱۹ . هنگام استشمام بوی خوش , بوییدن گل ها ؛ به ویژه گل محمدی .

۲۰ . پس از نماز های یومیه , چهارده صلوات هدیه به معصومین (ع) و هفت صلوات هدیه به اولیای خدا , نزد اهل سلوک سنت است


بزرگان دین گفته اند: عجله کار شیطان است مگر در چند مورد
1- وقت نماز که رسید باید عجله نمود که وقت فضیلت آن نگذرد.
2- در دفن میت باید در صورت امکان عجله نمود.
3- در مورد دختر شوهر دادن در صورت امکان باید شتاب کرد.
4- در اداى قرض باید عجله نمود.
5- وقتى مهمان وارد خانه شد در غذا و طعام دادن به او باید عجله نمود.
6- اگر گناهى از شخصى سرزد باید در توبه عجله نماید.   

 

 نتیجه مخالفت با هواى نفس


در کتاب فرج بعد الشدة حکایت ذیل را نقل نموده که راهبى در بلاد مصر شهرت یافت که او صاحب مکاشفه است ، عالمى از علماى مسلمین خیال کرد که این راهب ، مسلمین را از دین اسلام خارج مى کند پیش خود گفت خوب است او را بکشم کاردى را مسموم کرده آمد به در خانه راهب ، در را زد راهب گفت : کارد را بینداز، اى عالم مسلمین داخل شو، آن عالم کارد را انداخت و داخل شد، و گفت : اى راهب این نور مکاشفه از چه جهت به تو ظاهر گشته ، راهب گفت : به خاطر مخالفت با هواى نفس ، عالم به او گفت : آیا اسلام را قبول مى کنى ؟ راهب گفت : بلى ،
(( اشهد ان لااله الاالله و ان محمدا رسول الله )) عالم گفت : چه چیز تو را به مسلمانى وادار نمود؟ راهب گفت : اسلام را بر نفس خودم عرضه کردم نفسم مخالفت کرد من هم با نفسم مخالفت کردم و اسلام را قبول کردم چون من به این مقام نرسیدم جز به مخالفت با نفسم.

 

سبب توبه بشر حافى


 

حسد از هر صفت و گناهى بدتر استروایت شده که شیطان ، به درگاه فرعون آمد، و در را کوبید، فرعون گفت : کوبنده درب کیست ؟ شیطان گفت : اگر خدا بودى ، مى فهمیدى چه کسى درب را مى کوبد، فرعون گفت : اى ملعون داخل شو، شیطان گفت : ملعونى بر ملعونى وارد مى شود، پس داخل شد، فرعون به او گفت : چرا بر آدم سجده نکردى تا رانده درگاه خدا و مورد لعن خدا واقع نشوى ؟ در جواب گفت  چون مانند تو در صلب آدم بود، فرعون به او گفت : آیا بدتر از من و از خودت بر روى زمین سراغ دارى ؟شیطان در جواب گفت : انسان حسود از من و از تو بدتر است  چون حسد عمل نیک انسان را مى خورد، همچنانکه آتش هیزم را مى خورد و مى سوزاند.

منبع: زهر الربیع اى دل
 

بس در زلف بتان جا کردى اى دل
ما را میان خلق رسوا کردى اى دل .
بیرون مرا از فکر فردا کردى اى دل
تا از کجا ما را تو پیدا کردى اى دل .
روزم سیه حالم تبه کردى تو کردى
اى دل بسوزى هر گنه کردى تو کردى .
اى دل بلااى دل بلا اى دل بلائى
اى دل سزاوارى که دائم مبتلائى .
از مائى آخر خصم جان ما چرائى
دیوانه جان آخرچه اى کار کجائى .
مجنون شوى دیوانه ام کردى تو کردى
از خویشتن بیگانه ام کردى تو کردى .
یا کمتر اندر دام خوبان مبتلا شو
یا ناز و کم کن مرد میدان بلا شو.
با بى وفایان یا دلاکم آشنا شو
سا آشنا خواهى شدن رو بى وفا شو.
دیگر وفا اى دل خریدارى ندارد
کم گو از این کالا که بازارى ندارد.
اى آبرو ریز اى دل دیوانه من
اى از قرار و صبر دین بیگانه من
اى از تو پر خون جام مى پیمانه اى دل
اى از تو ورد هر زبان افسانه من
تا چند هر شب تا سحر بیدار باشى
با مرغ شب دمساز و با غم یار باشى
تاکى بزلف دلبران پابندى اى دل
تاکى به امید وفا خرسندى اى دل
تا چندى اى دل راستى تا چندى اى دل
وقت است که از بگذشته پندى گیرى اى دل
هر کس که باشد همچو تو اى دل دل او
آسان نگردد تا ابد یک مشکل او

 

عمر کوتاه


مرحوم کلینى (ره ) از بعضى از اصحاب ما روایت کرده که گفت : حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: بر (سختیهاى ) دنیا صبر کنید، زیرا دنیا ساعتى بیش نیست ، زیرا آنچه که گذشته (دیگر) درد و رنج و سرور و خوشیش را نمى یابى ، و آنچه که نیامده است پس تو نمى دانى آن چیست و فقط دنیاى تو آن لحظه اى است که در آن هستى ، پس صبر کن در آن بر اطاعت خدا و روگردان از معصیت خدا.
در کتاب من لایحضره الفقیه آمده است که على علیه السلام فرمود: هیچ روزى نمى گذرد بر فرزند آدم ، جز اینکه آن روز به او مى گوید: من روز جدید هستم ، و من بر تو شاهد و گواه هستم ، و در من حرف خوب بزن ، یا کار خیر انجام بده زیرا تو پس از من مرا هرگز نخواهى دید.
 

و اینکه بشر حافى از خوردن عرق و شراب و ساز و آواز و معصیت توبه کرد و با زهد و تقوا به آن مقامات رسید سببش این بود که در راه قطعه (کاغذى ) را دید که در آن نوشته شده بود بسم الله الرحمن الرحیم و زیر پاى مردم افتاده بود پس آن را برداشت و با پولهائى که همراه داشت عطر خرید و آن کاغذ را پاک و معطر کرد و در وسط سوراخ دیوارى گذاشت پس در خواب دید که گوینده اى به او مى گوید: اى بشر، اسم مرا پاک و پاکیزه کردى ، من هم قطعا نام تو را در دنیا و آخرت پاک و پاکیزه گردانم ، پس چون صبح شد، توبه کرد. 
عن النبى صلى الله علیه و آله : انه قال فى وصیته له : یا على اربعة لاترد لهم دعوة ، امام عادل ، و والد لواده ، و الرجل یدعو لاخیه بظهر الغیب ، و الظلوم یقول الله جل جلانه ، و عزتى و جلالى لانتصرن لک و لو بعد حین .))
پیامبر اکرم در ضمن وصیت خود به على علیه السلام فرمود: اى على چهار دسته اند که دعایشان رد نشود (و مستجاب شود) اول امام و پیشواى عادل دوم دعاى پدر درباره فرزند خود سوم مردى که براى برادر دینى خود غائبانه دعا کند، چهارم دعاى مظلوم یعنى نفرین انسانى که به او ستم شده .
خداوند مى فرماید: به عزت و جلالم قسم ، انتقام تو را هر وقت شده مى گیرم

سخنان گهربار امام پنجم امام محمد باقر

  • چیزی با چیزی بهتر از حلم با علم، در نیامیزد.

  • تمامی کمال در فهم در دین، صبر بر ناگواری و اندازه نگه داشتن در مخارج زندگی است.

  • در هر قضای الهی برای مؤمن خیری نهفته است.

  • هر آن کس که ظاهرش بر باطنش بچربد، میزان عملش سبک باشد.

  • دانشمندی که از علمش استفاده شود، بهتر از هفتاد هزار عابد است.

  • (جایگاه) دوستی (خویش) را در دل برادرت، از میزان دوستی خودت نسبت به او بفهم.

  • ایمان، دوستی و دشمنی است.

  • چهار چیز از گنجهای نیکویی اند: نهان داشتن نیاز، پنهان داشتن صدقه، پوشیده داشتن درد و نهان داشتن مصیبت.

  • خداوند، دشنام گوی بی آبرو را دشمن می دارد.

  • برترین عبادت، عفت و پاکی شکم و عورت است.

  • ایمان، اقرار و عمل است و اسلام اقرار بدون عمل.

  • چاپلوسی و حسد، از اخلاق مؤمن نیست مگر برای کسب دانش.

  • صله رحم، اعمال را تزکیه و اموال را نمو می دهد. بلا را دفع، حساب را آسان و عمر را دراز می کند.

  • تنبلی به دین و دنیا زیان می رساند.

  • خداوند، آشکار سلام کردن را دوست می دارد.

  • مؤمن برادر مؤمن است. نه دشنامش می دهد، نه از وی دریغ می کند و نه به او بدگمان می شود.

  • چهره خرم و روی باز، وسیله دوستی و نزدیکی به خداست و ترش رویی و بد برخورد کردن وسیله دشمنی و دوری از خداوند.

  • هر که راستگو باشد، کردارش پاکیزه است، هر که خوش نیت باشد، روزی اش فزون است و هر کس با خانواده اش خوش رفتار باشد، عمرش افزایش می یابد.

  • کسی که با دست خویش حسد ورزیده و پایین دست خود را خوار بشمارد، بنده دانایی نیست.

منبع: تحف العقول، حسن شعبه حرانی، به تصحیح علی اکبر غفاری

  • پیروزی در امر خیر فضیلت است و پیروزی در کار زشت، جهالت.

  • آن مقدار که ستمدیده از دین ستمگر می ستاند، به مراتب بیشتر از چیزی است که ستمگر، از دنیای ستمدیده گرفته باشد.

منبع: سخنان معصومین(ع)، اثر شهید اول، ترجمه علی کاظمی

  • برادری داشتم که در نظرم بزرگ و با عظمت بود. به این جهت که دنیا در نظر او کوچک بود.   حلیه الاولیائ، ج2ع ص186

  • در مصایب شکیبا باش، به حقوق دیگران تجاوز مکن و نسبت به دیگران تا آن حد کارسازی کن که ضررش برای تو بیش از سود آن نباشد.

  • اسلام بر پنج پایه نهاده شده است: برپا داشتن نماز، پرداخت زکات، روزه ماه رمضان، حج خانه خدا و ولایت (اعتقاد به امامت و حکومت) ما اهل بیت.

  • سوگند به خدا، شیعه ما نیست مگر کسی که پرهیزکار بوده و از خدا اطاعت کند.

  • به ولایت و دوستی ما جز از راه انجام عمل نیک و پرهیزکاری نمی توان رسید.

  • سامان یافتن شئون همه معاش زندگی و معاشرت همانند پیمانه پری است که دو سوم آن هوشیاری و زیرکی و یک سوم دیگرش چشم پوشی و گذشت باشد.

  • اسلحه و ابزار افراد پست و فرومایه، سخنان زشت و نیش دار است.

  • هر کس به راحتی از چیزی که از دست داده صرف نظر کند، جسمش نیز آرامش و آسایش خواهد یافت.

  • هر آن کس گرفتار نادانی و ناسازگاری شود، ایمان او پرده می افکند (و از دستش می رود).

  • هر کس موهای خویش را نگه می دارد، در تمیز نگه داشتن آنها بکوشد یا آنها را کوتاه کند.

  • هر که برای انجام کار (و رفع مشکل) برادر دینی خویش همراهش برود، چه آن کار را انجام دهد، چه به انجام نرساند مانند این است که سراسر عمر خود را به عبادت پرداخته باشد.

  • هر کس با زبان خویش ما را در برابر دشمن مان یاری کند، خداوند متعال زبان او را در روزی که در پیشگاهش قرار می گیرد، به دلیل و برهانش گویا می کند.

  • مصونیت اطفال از خطرات و انحراف ها در پرتو صلاحیت و شایستگی پدران آنان است.

  • هیچ فضیلتی به اندازه جهاد، از ارزش معنوی برخوردار نیست و هیچ جهادی مانند مجاهده در راه غلبه بر هوای نفس نیسست.

  • هیچ نکبتی دامن گیر شخص نمی شود مگر به واسطه گناهی که مرتکب شده است.

  • حسد ایمان را می خورد و نابود می کند، همان گونه که آتش هیزم را.

  • دروغ گویی مایه ویرانی ایمان است.

 

عالم برزخ

«مؤمن بین دو منزل خوف و رجاء»

عمر بن یزید می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: از شما شنیدم که می فرمودید: همه شیعیان ما در بهشت خواهند بود! فرمود: آری به خدا قسم همه در بهشت اند گفتم: فدایت شوم، گناهان، بزرگ و بسیارند، فرمود: اما در قیامت همه شما به شفاعت پیامبر فرمان برده شده یا وصی پیامبر، در بهشت خواهید بود ولی به خدا قسم، من بر شما از برزخ نگرانم! گفتم: برزخ چیست؟ فرمود: قبر است، از هنگامی که می میرید تا روز قیامت، عالم برزخ است.

البته طبق دستور خود ائمه علیهم السلام انسانهای مؤمن باید بین دو منزل خوف و رجاء بسر ببرند.هم امیدوار به شفاعت و کمک آن بزرگواران به اذن الله، باشند و این باعث غرور مؤمنین نباید بشود. و از طرفی هم ترس و خوف از فشارهای قبر و حساب عالم قیامت و عذابهای دردناک آن داشته باشند، لذا دائماً باید در حالت خوف و امیدواری بسر ببرند.

«نراقی برای تهیه افطاری در نجف، سر از بهشت برزخی در می آورد.»

داستانی زیبایی از مرحوم آیت الله محمد نراقی رحمت الله نقل می کنند، او که در علوم عقلیه و نقلیه سرآمد بود و در اخلاق و عرفان، استاد زبردست و در فقه و اصول و فلسفه و حتی علم ریاضی، زبانزد خاص و عام بود. این بزرگمرد عالم تشیع، که در نجف در جوار عتبات عالیات و بارگاه ملکوتی علی بن ابی طالب علیه السلام، مشغول تعلیم و تعلم بود، در یک روز از ماه مبارک رمضان، همسرش از او در خواست می کند که به بازار نجف برای خرید مواد غذایی برای تهیه افطاری بیرون برود،وی از منزل خارج می شود و پیش خود، تصمیم می گیرد که تا غروب آفتاب ساعتی باقی مانده، به قبرستان وادی السلام برای زیارت اهل قبور برود. هنوز آفتاب غروب نکرده بود که ایشان وارد قبرستان وادی السلام نجف شد و گوشه ای را انتخاب کرد و در آنجا کنار قبور مؤمنین نشست. چند دقیقه ای نگذشت که از دور دید، تشییع جنازه ای است و عده قلیلی وارد قبرستان شدند و قبری را آماده کردند و جنازه میت را داخل قبر قرار دادند. از اینجا بقیه داستان را از زبان خود این بزرگوار پی می گیریم.

ایشان می فرماید: تعداد تشییع کنندگان، انگشت شمار بودند بعد از آنکه میت را داخل قبر نهادند، نزد بنده آمدند و از من چنین خواستند: که ما برای رضای حق، این میت را تجهیز کردیم و قبر را هم آماده کردیم و او را در داخل قبر قرار داده ایم، ولی بخاطر کار مهمی که داریم باید هر چه زودتر به شهر برگردیم، لطفاً جنابعالی اعمال باقی مانده را انجام دهید. منهم قبول کردم و از برخاستم و داخل آن قبر شدم، تا میت را روی پهلوی راست بسمت قبله بخوابانم و صورتش را روی خاک بگذارم. همینکه مشغول بودم، احساس کردم قبر وسیعتر شد و دریچه از آن به سوی من باز شد، وقتی چشمم به دریچه افتاد باغی بزرگی را از دور مشاهده کردم به خود جرأت دادم که داخل آن باغ شوم، وقتی وارد آن باغ سر سبز شدم از دور  قصری بسیار مجلل و زیبا دیدم که نظرم را به خود جلب کرد، بخودم گفتم میروم تا خقیقت امر بر من روشن گردد.

به قصر نزدیک شدم، از پله های زیبای آن بالا رفتم و داخل یک سالن بسیار بزرگی شدم که جمعیت زیادی در آن نشسته بودند با اطمینان کامل وارد شدم و سلام کردم و در همان پایین مجلس نشستم، در بالای مجلس کسی نشسته بود که به سوالات مردم پاسخ می داد. هر کدام از اهل مجلس از دنیایشان و بازماندگان خود می پرسیدند و او هم اخبار زندگی آنها را برایشان بازگو می کرد. یک وقت صحنه عجیبی نظرم را به خود معطوف داشت، به اینکه ماری از در وارد شد و مستقیم بسوی همان شخصی که به سوالات جواب می داد رفت و نیشی به صورتش زد و برگشت، صورتش سرخ و سیاه شد و سپس بحالت اول خود برگشت. باز دوباره سوالات را جواب می داد تا اینکه مار برای بار دوم وارد شد و به صورتش نیش زد و صورتش تغییر کرد، سپس مار از مجلس خارج شد. من به خود جرات دادم که سوال کنم  که اینجا کجاست؟

گفتم آقا ببخشید، اولاً شما کی هستید؟ ثانیاً این آقایان و خانمها که در اینجا نشسته اند چه کسانی هستند؟ ثالثاً چرا این مار هر چند لحظه یک بار به شما نیش میزند؟

آن شخص که بالای مجلس نشسته بود، جواب داد به اینکه آیا شما مرا نمی شناسی؟ گفتم خیر. گفت : من همان میتی هستم که الان با دست خود مرا دفن کردی، و اینجا خانه برزخی من است و این قصر و باغ پر از میوه از برای من آماده شده است. و شما الان در منزل بهشت برزخی من میهمان شده اید. و اما این جمعیتی که می بینی از فامیلها و قربای من هستند که قبل از من فوت شده اند و منتظر من بودند و الان از وضعیت بازماندگان خود سوال می کنند و من آنها را از اخبار دنیا آگاه می سازم. و اما این مار که به صورت من نیش میزند. بخاطر اینست که من یک روز از منزل بیرون آمدم و در کوچه ما یک کوچه بقالی داشت که ملاحظه کردم بقال با با یک مشتری بحث و جدل می کند. منهم دخالت کردم متوجه شدم که اختلاف مالی  آنان پنجاه دینار که برابر یک شاهی بود می باشد. من بدون آنکه به حق قضاوت صحیح کنم، گفتم: حالا شما از نصف حقت بگذر، به این صورت بدون اینکه رضایت طلبکار را جلب کنم به نزاع آندو خاتمه دادم حال بخاطر آن قضاوت بناحق، خداوند این مار را مامور کرد که به صورتم نیش بزند و این عذاب تا صور اسرافیل و قیام از قبر و حاضر شدن در صحرای محشر ادامه دارد.

سپس به یادم آمد که من به همسرم قول دادم که برایش افطاری تهیه کنم، لذا تصمیم گرفتم از آن مجلس خارج شوم. وقتی حرکت کردم،  آن آقا گفت: من مقداری برنج در یک کیسه کوچک برای تو و خانواده ات میدهم، که از غذاهای بهشتی ما می باشد. از او خداحافظی نمودم و او هم مرا تا دم پله های قصر، بدرقه نمود. در حالی که کیسه کوچک برنج را که چند کیلو بیشتر نبود، در دست داشتم، از همان راهی که وارد باغ شدم، بیرون رفتم، وسر از همان قبر درآوردم، در حالیکه آن میت بهمان حالت سابق باقی بود و کسی لحدهای قبر را نگذاشت. به صورت میت دقت کردم، کاملاً همان بود که در رأس آن مجلس به سؤالات جواب می داد. وقتی وارد قبر شدم، آن دریچه بر من بسته شد و متوجه شدم که من وارد عالم برزخ شدم و این خود توفیق بزرگی برای من بود. سپس لحدها را روی قبر گذاشتم و خاک روی قبر ریختم. پس از خاتمه کار، کیسه کوچک برنج را برداشتم و به مزل آمدم، به عیالم گفتم از این برنج، افطاری درست کن. وقتی برنج طبخ شد، بوی خوش و معطری فضای منزل را پیچید، که با هیچ بوی عطری، قابل قیاس نبود. از آن پس هر چه از برنج استفاده می کردیم، هرگز چیزی از آن نقصان پیدا نمی کرد و به خانواده ام سفارش کردم که هرگز این داستان را برای احدی نقل نکند ولی همه همسایه ها متوجه بوی خوش این طعام شدند. در یک روز که من در منزل نبودم، یکی از اقربا وارد شد و از همسرم با اصرار تمام خواست که آقا این برنج را از کدام مغازه تهیه کرد، همسرم قضیه را برای او نقل کرد و از آن پس برنج،  کم کم با استفاده که می شد به اتمام رسید.

منبع: کتاب عالم برزخ یا بیداری پس از مرگ 

مؤلف:مهدی احمدی

ناشر: نصایح  

تاریخ ارسال: چهارشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 04:16 ب.ظ | نویسنده: علی | چاپ مطلب 0 نظر
ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo
ooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo